lactescent
معنی فارسی
شيري شير مانند شيرده . شيرمانند شيرسان شيرتراو شيرآور شيرزا
معنی کامل و مثالها
/lak tes´'nt/adj.
● شیری شونده، شیرمانند شونده
● شیرمانند، شیرسان
● (ترشح کنندهی شیر) شیرتراو، شیرآور، شیرزا
● (گیاهشناسی - تولیدکننده یا تراوندهی مادهای شیر مانند) شیرهآور، شیرهتراو