دیکشنری فارسی

lactescent

معنی فارسی

شيري شير مانند شيرده . شيرمانند شيرسان شيرتراو شيرآور شيرزا

معنی کامل و مثال‌ها

/lak tes´'nt/adj.

شیری شونده، شیرمانند شونده

شیرمانند، شیرسان

(ترشح کننده‌ی شیر) شیرتراو، شیرآور، شیرزا

(گیاه‌شناسی - تولیدکننده یا تراونده‌ی ماده‌ای شیر مانند) شیره‌آور، شیره‌تراو

واژه‌های دیگر با معنی «شيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن