دیکشنری فارسی

lacteal

معنی فارسی

شيري ، شيربر ، کيلوس بر ، مجراي کليوس ، رگ ،

روده بندکه کليوس درآن روان است

معنی کامل و مثال‌ها

/lak´tē ǝl/adj., n.

شیر مانند، شیری، شیرسان

(کالبدشناسی) شیرراهه، شیرابه راه، تنابه رگ

دارای کیلوس (chyle)، آگنه‌دار، آگنه‌بر، آگنه‌ای، کیلوسی

ریشه و کاربرد

Noun

A small lymphatic vessel in the villi of the small intestine that absorbs digested fats.

ریشه

From Latin 'lacteus' meaning 'milky'.

مثال

  • The lacteals transport absorbed fats to the bloodstream.
  • The lacteal system plays a crucial role in fat absorption.
  • The lacteals are part of the lymphatic system.

ترکیب‌های رایج

Lacteal vessel Lacteal absorption Lacteal system

واژه‌های دیگر با معنی «شيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن