laisser faire معنی فارسی عدم مداخله ، سياست عدم مداخله دولت دراموراقتصادي ، سياست اقتصادازاد، بي بند وبار. واژههای دیگر با معنی «عدم مداخله» laissez faire عدم مداخله، دولت درکار، عدم جلوگيري nonintervention سياست عدم مداخله، سياست کناره گيري، عدم مداخله . interventionism سيستم مداخله دولت در امور اقتصادي و عدم، وجود ازادي درتجارت. non intervention بر کناري، عدم مداخله isolationist انزواگرا، انزوا طلب، طرفدار عدم مداخله در سياست کشورهاي ديگر