دیکشنری فارسی

laissez faire

معنی فارسی

عدم مداخله دولت درکار عدم جلوگيري بي قيدي

معنی کامل و مثال‌ها

/las´ā fer´/

● (این سیاست: عدم دخالت زیاده‌ی دولت در امور مردم و به‌ویژه عدم دخالت در امور اقتصادی) اقتصاد آزاد، به‌حال خود گذاری، آزادی کسب و تجارت، کوته دستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the doctrine that government should not interfere in commercial affairs

واژه‌های دیگر با معنی «عدم مداخله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن