دیکشنری فارسی

lamented

UKləmentid USlə'mentıd

معنی فارسی

سوگواري ماتم زاري مرثيه افسوس خوري اظهار تاسف

معنی کامل و مثال‌ها

/lǝ ment´id/adj.

● مرحوم، متوفی، سوگواری شده

a letter by our learned and lamented friend

نامه‌ی دوست دانمشند و مرحوم ما

تعریف انگلیسی

adjective
  1. mourned or grieved for “the imprint of our wise and lamented friend"- A.E.Stevenson”

واژه‌های دیگر با معنی «سوگواري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن