land surveying معنی فارسی نقشه برداري برداشت واژههای دیگر با معنی «نقشه برداري» mapping نقشه برداري، نگاشت. surveyers notebook دفتر نقشه برداري surveying error خطاي نقشه برداري surveying polygon شبکه نقشه برداري survey control کنترل نقشه برداري، نقطه کنترل نقشه برداري، سيستم کنترل نقشه برداري field survey نقشه برداري زميني ground survey نقشه برداري زميني leveling staff ژالون نقشه برداري levelling staff مير (نقشه برداري) stencil plate الگوي نقشه برداري