survey control معنی فارسی کنترل نقشه برداري نقطه کنترل نقشه برداري سيستم کنترل نقشه برداري واژههای دیگر با معنی «کنترل نقشه برداري» field control نقاط کنترل نقشه برداري، نقاط کنترل زميني نقشه برداري common control کنترل عمومي نقشه برداري، شبکه عمومي نقشه برداري، شبکه جهاني نقشه برداري arbitrary control کنترل فرضي (نقشه برداري)، کنترل با استفاده از گرايا مختصات فرضي horizontal control کنترل افقي در نقشه برداري، اندازه گيري بر دو سمت نقشه اي survey station ايستگاه نقشه برداري، ايستگاه کنترل نقشه برداري geodetic control نقاط کنترل ژئودزي، نقاط کنترل نقشه برداري عمومي