landlouper معنی فارسی خانه بدوش ولگرد واژههای دیگر با معنی «خانه بدوش» nomadic خانه بدوش، صحرا گرد، چادر نشين landloper خانه بدوش، ولگرد bushman خانه بدوش درافريقاي جنوبي rover ولگرد، خانه بدوش، دزد دريايي nomadically بشيوه صحرا گردان و چادر نشينان، بطور خانه بدوش caird دوره گرد، ادم خانه بدوش. runagate آواره، دربدر، خانه بدوش vagabond آواره، دربدر، خانه بدوش nomadize چادر نشيني کردن، زندگي ايلياتي کردن، خانه بدوش بودن gangrel اواره، دربدر، بيکار