larmier معنی فارسی آبريز ماق بزرگ چشم مترادفها noun(Architecture) Drip, corona. واژههای دیگر با معنی «آبريز» drainage area آبريز، آبخيز، حوزه آبخيز water-closet آبريز، مستراح internal drainage آبريز بسته blind drainage area حوزه آبريز بسته bolson حوزه آبريز بسته water table آبريز (ساختمان) basin area حوزه آبريز رودخانه weather moulding سنگي که آب باران را ردميکند، آبريز period of concentration زمان تمرکز، در يک حوزه آبريز رودخانه، مدت زماني که يک قطره آب از ابتداي حوزه splashboard گلگير، دريچه ي باز و بسته کردن مداخل آبريز يا زير آب