دیکشنری فارسی

latch

UKlætʃ USlætʃ

معنی فارسی

قفل در خانه قفل فنري کشو فنري چفت فنري

معنی کامل و مثال‌ها

/lach/n., vt., vi.

کلون (در)، کلتد، چفت و بست، چفت، قفل توی در، قفل فنری، گیر و بست، کشوی فنری

she pulled the latch and opened the door

او چفت (یا کلون) را کشید و در را باز کرد.

رجوع شود به: night latch

چفت کردن، کلون کردن، بستن

before leaving the house, securely latch all doors and windows

پیش از ترک خانه درها و پنجره‌ها را محکم چفت کنید.

* latch on

(عامیانه) لم کار را به‌دست آوردن، فهمیدن

she is a bit too slow but she will latch on soon

کمی کند است ولی به‌زودی قلق کار را یاد خواهد گرفت.

* latch onto

(عامیانه) به‌دست آوردن، دو دستی چسبیدن به، گرفتن و رها نکردن، مثل کنه چسبیدن به

she latched onto my son at the party and didn't let him meet anyone else

در مهمانی انگل پسرم شد و نگذاشت او با کس دیگری آشنا شود.

* on the latch (or off the latch)

(در مورد در یا پنجره که چفت آن را طوری کشیده‌اند که خود به خود قفل نشود) چفت باز

go in, the door is off the latch

برو تو، در چفت نیست.

تعریف انگلیسی

verb
  1. spring-loaded doorlock that can only be opened from the outside with a key
  2. catch for fastening a door or gate; a bar that can be lowered or slid into a groove “latch the door” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «قفل در خانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن