door lock معنی فارسی قفل در کليد خانه واژههای دیگر با معنی «قفل در» latch قفل در خانه، قفل فنري، کشو فنري tablock واشر تجتي بي زبئنه مستطيل شکل که به بالا، خم شده و مهره را در جاي خود قفل ميکند unbar رهگشايي کردن، سد راه را بر طرف کردن، چفت در را باز کردن pistol clasp گيره نگهدارنده طپانچه، قفل طپانچه، نشان شرکت در مسابقه تيراندازي با طپانچه gust lock قفل داخلي سطوح فرامين که از حرکت آنها، در اثر باد شديد جلوگيري مي کند locked up زير قفل نگهداشتن، در محلي محصور کردن، حبس کردن