دیکشنری فارسی

lattermost

معنی فارسی

عقب ترين پست ترين دور ترين

معنی کامل و مثال‌ها

/-mōst´/adj.

● (نادر) آخرین (از نظر نوبت یا ترتیب)

واژه‌های دیگر با معنی «عقب ترين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن