دیکشنری فارسی

rearmost

UKriəmoust

معنی فارسی

عقب ترين

معنی کامل و مثال‌ها

/rir´mōst´/adj.

● در آخرین بخش (صف یا قطار و غیره)، عقب‌ترین، دورترین

تعریف انگلیسی

adjective
  1. located farthest to the rear

واژه‌های دیگر با معنی «عقب ترين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن