دیکشنری فارسی

leopard

UKlepəd US'lepəd

معنی فارسی

پلنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/lep´ǝrd/n., pl.

● (جانور شناسی) پلنگ (انواع گربه‌سانان درشت اندام و درنده به ویژه گونه‌ی Panthera pardus که بومی افریقا و آسیای جنوبی می‌باشند و زمینه‌ی بدنشان زرد مایل به قهوه‌ای و دارای خال‌های سیاه است)

● (نشان‌های اشرافی) تصویر نیم‌رخ شیر که یک دست خود را بلند کرده است و رو به تماشاگر دارد

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Old French word 'leupart', from the Late Latin word 'leopardus', from the Greek word 'leopardos', meaning 'lion-panther'.

مثال

  • The leopard is a skilled and stealthy hunter.
  • Leopards are known for their beautiful spotted coats.
  • The zoo has a rare snow leopard on display.

ترکیب‌های رایج

Leopard print Leopard skin Leopard cub Leopard habitat

تعریف انگلیسی

noun
  1. the pelt of a leopard
  2. large feline of African and Asian forests usually having a tawny coat with black spots

واژه‌های دیگر با معنی «پلنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن