levying of taxes معنی فارسی وضع ماليات واژههای دیگر با معنی «وضع ماليات» taxation وضع ماليات، ماليات بندي، ماليات levy tax وضع ماليات levier وضع کننده ماليات، ماليات وصول کن. tithing (وضع) ماليات ده يک tallage ماليات وضع شده بر شهرها و املاک سلطنتي، توسط پادشاه، ماليات شاه capitation سرشماري، جزيه، وضع ماليات سرشماري assessment تشخيص، تعيين (ماليات)، ارزيابي