دیکشنری فارسی

taxation

UKtækseiʃən UStæk'seıʃən

معنی فارسی

وضع ماليات ماليات بندي ماليات

معنی کامل و مثال‌ها

/taks ā´shǝn/n.

● مالیات، ساو

to increase (or decrease) taxation

مالیات را اضافه کردن (یا کاستن)

● درآمد مالیاتی، عوارض دریافتی دولت

● مالیات بندی، مالیات گذاری، خراج بندی، خراج گیری

تعریف انگلیسی

noun
  1. government income due to taxation
  2. charge against a citizen's person or property or activity for the support of government
  3. the imposition of taxes; the practice of the government in levying taxes on the subjects of a state

واژه‌های دیگر با معنی «وضع ماليات»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن