liable to tax معنی فارسی مشمول ماليات واژههای دیگر با معنی «مشمول ماليات» ratable مشمول ماليات، ماليات دار، باج دار rateable مشمول ماليات، قابل تقويم، نرخ بردار. taxable profit سود مشمول ماليات ratal مبلغ مشمول ماليات taxable income درآمد مشمول ماليات taxable activities فعاليت هاي مشمول ماليات (بر درآمد) gaduate درجه دار(از دانشکده يا دانشگاه)، ديپلمه، ليسانسيه