دیکشنری فارسی

ratable

UKreitəbl

معنی فارسی

مشمول ماليات ماليات دار باج دار قابل تقويم نرخ بردار

معنی کامل و مثال‌ها

/rāt´ǝ bǝl/adj.

● قابل تخمین یا سنجش، برآورد پذیر، ارزیابی پذیر

● نسبی، بر حسب درصد یا نسبت

● (انگلیس) مالیات بردار، مشمول مالیات

تعریف انگلیسی

adjective
  1. liable to payment of locally assessed property taxes “the ratable value of property”

مترادف‌ها

adjective
1. To be rated, estimated, reckoned, set at a certain value.
2. Proportional, pro rata.
3. Liable to taxation.

واژه‌های دیگر با معنی «مشمول ماليات»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن