دیکشنری فارسی

lickerish

معنی فارسی

مشتاق ، بهره بر ،

حريص (براي خوردن چيزهاي لذيذ) ، حشري ،

حريص در شهوت

معنی کامل و مثال‌ها

/lik´ǝr ish/adj.

(قدیمی) شهوت‌ران، هیز، حریص (به ویژه درباره‌ی خوراک)

(مهجور) اشتها آور

مترادف‌ها

adjective
1. Hankering (to lick or taste), craving, longing.
2. Lecherous. See libidinous.
3. Dainty, nice, fastidious.
4. Dainty, tempting, appetizing.

واژه‌های دیگر با معنی «مشتاق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن