lienee معنی فارسی مرهون وثيقه گذار واژههای دیگر با معنی «مرهون» beholden مديون، مرهون mortgage property عين مرهونه، مال مرهون، مال به رهن گذاشته شده indebt بدهکار کردن، مرهون ساختن owe بدهکار بودن، بدهي داشتن، مديون بودن