ligniform معنی فارسی چوب مانند چوب وش واژههای دیگر با معنی «چوب مانند» xylocarp ميوه چوب مانند xylocarpous داراي ميوه چوب مانند xylophilous ريشه کننده روي چوب (مانند بعضي از قارچها)، بوجودامده از چوب. strickle چوب خط کش مانند که با آن هنگام اندازه گيري، غله مقدار اضافي را از سطل بيرون، ميريزند و بالاي سطل را مسطح ميکنند rodlike عصا مانند، چوب مانند rattan درخت نخل رونده، چوب اين درخت نخل مانند matchstick چوب کبريت، مقواي کبريت، مانند چوب کبريت stiff سفت، شق، سيخ stilt چوب پا، ميله، پادراز cataleptic (کسي) که بيهوش وماهيچه هايش مانند، چوب سفت شود، مبتلا به بيماري جمود عضلات