linguiform
معنی فارسی
زباني بشکل زبان
معنی کامل و مثالها
/liŋ´gwǝ fôrm´/adj.
● بهشکل زبان، زباندیس
مترادفها
adjective
(Botany) Tongue shaped, lingulate.
زباني بشکل زبان
/liŋ´gwǝ fôrm´/adj.
● بهشکل زبان، زباندیس
adjective
(Botany) Tongue shaped, lingulate.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن