دیکشنری فارسی

linkwork

معنی فارسی

زنجير، هر چيز زنجيره دار.

دنده ي زنجيري

معنی کامل و مثال‌ها

/liŋk´wu_rk´/n.

(هر چیزی که از به‌هم پیوستن حلقه‌ها ساخته شود) زنجیر، جوشن، زره

(مکانیک) دنده‌ی زنجیری

واژه‌های دیگر با معنی «زنجير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن