lio معنی فارسی در پوش سر پوش پلک چشم. واژههای دیگر با معنی «در پوش» beach matting تور سيمي ساحلي (قرار دادن تور سيمي در، ساحل براي تسهيل عبورو مرور وسايل نقليه)، کف پوش ساحلي masked نقاب دار، ماسک دار، ماسک زده masker نقاب پوش، ماسک پوش، کسيکه در رقص با هيئت مبدل شرکت ميجويد uncap کلاه از سر برداشتن، سر پوش برداشتن از.، در را برداشتن tented خيمه پوش، در خيمه، خيمه مانند lid سرپوش سر، در پلک، سر پوش