liquated معنی فارسی ذوب کردن واژههای دیگر با معنی «ذوب کردن» remelt ذوب کردن مجدد fuze گداختن، ذوب کردن، آميخته شدن liquate گداختن، آب کردن، ذوب کردن fusion welding اتصال دولبه فلزي به يکديگر که با ذوب، کردن مستقيم آنها صورت ميگيرد و دو فلز، در هم نفوذ ميکنند meltage ذوب، آب وارش، آب کردن melting furnace کوره ذوب، کوره گداز، کوره آب کردن فلز