meltage
معنی فارسی
ذوب، آب وارش، آب کردن، گدازش
هر چيزي که در اثر ذوب به دست آيد
معنی کامل و مثالها
/-ij/n.
● ذوب، آب وارش، آب کردن، گدازش
● هر چیزی که در اثر ذوب به دست آید
ذوب، آب وارش، آب کردن، گدازش
هر چيزي که در اثر ذوب به دست آيد
/-ij/n.
● ذوب، آب وارش، آب کردن، گدازش
● هر چیزی که در اثر ذوب به دست آید
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن