living picture معنی فارسی پرده نقاشي ، نمايش يا تصوير برجسته واژههای دیگر با معنی «پرده نقاشي» tableau پرده نقاشي، نمايش ياتصوير برجسته، وضع اشخاص درحالت سکوت tableaux پرده نقاشي، نمايش ياتصوير برجسته، وضع اشخاص درحالت سکوت scenography تصويرمنظره از روي قاعده مناظر ومرايا، نقاشي پرده هاي مايش painting پيکر نگاري، نقاشي، صورتگري