دیکشنری فارسی

lobed

USləubd

معنی فارسی

لخته لخته فص فص بريده بريده چند جزئي

معنی کامل و مثال‌ها

/lōbd/adj.

● لپ دار، لپی، نرمدار

● (برگ گیاه) برگ‌بخش دار، برگ لپ دار (مانند برگ چنار)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having deeply indented margins but with lobes not entirely separate from each other

واژه‌های دیگر با معنی «لخته لخته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن