localite
معنی فارسی
اهل محل ساکن محل بودجاي زي بودگاه زي
معنی کامل و مثالها
/lō´k'l īt´/n.
● اهل محل، ساکن محل، بودجای زی، بودگاه زی
اهل محل ساکن محل بودجاي زي بودگاه زي
/lō´k'l īt´/n.
● اهل محل، ساکن محل، بودجای زی، بودگاه زی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن