vichywater معنی فارسی نزديکي مجاورت همسايگي اهل محل. واژههای دیگر با معنی «نزديکي» accessibility نزديکي، دسترسي، وسيله وصول imminence نزديکي، مشرف بودن، قرابت وقوع vicinities نزديکي، مجاورت، جوار vicinity نزديکي، مجاورت، جوار contiguity نزديکي، مجاورت، برخورد approximation نزديکي، شباهت زياد، نتيجه تقريباً درست propinquity نزديکي، خويسي، بستگي nearness نزديکي، شباهت، همانندي nighness نزديکي، شباهت، همانندي vicinage نزديکي، مجاورت، (حق) همسايگي