دیکشنری فارسی

vicinage

UKvisinidʒ

معنی فارسی

نزديکي مجاورت (حق) همسايگي

معنی کامل و مثال‌ها

/vis´ ǝ nij´/n.

همسایگی، مجاورت، نزدیکی

مردم محله، اهل محل

مترادف‌ها

noun
Neighborhood, vicinity.

واژه‌های دیگر با معنی «نزديکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن