lodge an a appeal معنی فارسی عرضحال دادن شکايت کردن واژههای دیگر با معنی «عرضحال دادن» sue for dawages عرضحال خسارت دادن request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن، عرضحال اعاده اعتبار implead دادخواست دادن، عرضحال دادن، دفاع کردن. misplead دادخواهي عوضي کردن، عرضحال غلط دادن