دیکشنری فارسی

lope

USləup

معنی فارسی

شلنگ شلنگ برداشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/lōp/n., vt., vi.

شلنگ تخته انداختن

خرامیدن

خراماندن، به جست و خیز انداختن

شلنگ تخته اندازی، خرامش

تعریف انگلیسی

verb
  1. a smooth three-beat gait; between a trot and a gallop
  2. a slow pace of running “Verb Frames:” “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «شلنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن