overstride
معنی فارسی
گام برداشتن شلنگ انداختن فراتر رفتن پيشي گرفتن جلو زدن برتري يافتن
معنی کامل و مثالها
/-strīd´/vt.
● (از روی چیزی) گام برداشتن، شلنگ انداختن
● فراتر رفتن
● پیشی گرفتن، جلو زدن، برتری یافتن
● رجوع شود به: bestride
گام برداشتن شلنگ انداختن فراتر رفتن پيشي گرفتن جلو زدن برتري يافتن
/-strīd´/vt.
● (از روی چیزی) گام برداشتن، شلنگ انداختن
● فراتر رفتن
● پیشی گرفتن، جلو زدن، برتری یافتن
● رجوع شود به: bestride
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن