removably
معنی فارسی
برداشتن از جابرداشتن بلند کردن رفع کردن دور کردن برطرف کردن تکان دادن انتقال دادن جابجا کردن نقل مکان کردن عزل کردن بردن فاصله درجه گام قدم
برداشتن از جابرداشتن بلند کردن رفع کردن دور کردن برطرف کردن تکان دادن انتقال دادن جابجا کردن نقل مکان کردن عزل کردن بردن فاصله درجه گام قدم
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن