unmuffle
معنی فارسی
برداشتن بيپوشش کردن
معنی کامل و مثالها
/-muf´ǝl/vt., vi.
● (کلاه یا سر پوش یا گردنبند) برداشتن، بیپوشش کردن
برداشتن بيپوشش کردن
/-muf´ǝl/vt., vi.
● (کلاه یا سر پوش یا گردنبند) برداشتن، بیپوشش کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن