دیکشنری فارسی

unmuffle

معنی فارسی

برداشتن بيپوشش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-muf´ǝl/vt., vi.

(کلاه یا سر پوش یا گردنبند) برداشتن، بی‌پوشش کردن

واژه‌های دیگر با معنی «برداشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن