دیکشنری فارسی

loudmouthed

UKlaudmauðd

معنی فارسی

پر سر وصدا پرهياهو وراج داراي صداي بلند بلند اواز.

معنی کامل و مثال‌ها

/-mouthd´/adj.

اهل جیغ و داد و اعتراض، پر سرو صدا، لتره

واژه‌های دیگر با معنی «پر سر وصدا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن