loudmouthed
UKlaudmauðd
معنی فارسی
پر سر وصدا پرهياهو وراج داراي صداي بلند بلند اواز.
معنی کامل و مثالها
/-mouthd´/adj.
● اهل جیغ و داد و اعتراض، پر سرو صدا، لتره