lowdown
UKloudaun
معنی فارسی
حقايق، راستادها، رازها، امور محرمانه
پست، فرومايه ، بدگوهر
محزون، گرفته ، بي دل و دماغ
معنی کامل و مثالها
/lō´doun´/n., adj.
● (با: the - خودمانی) حقایق، راستادها، رازها، امور محرمانه
● (عامیانه) پست، فرومایه، بدگوهر
a lowdown rascal
رذل پست فطرت
● محزون، گرفته، بی دل و دماغ
I am feeling lowdown
دلم گرفته است.