دیکشنری فارسی

lowdown

UKloudaun

معنی فارسی

حقايق، راستادها، رازها، امور محرمانه

پست، فرومايه ، بدگوهر

محزون، گرفته ، بي دل و دماغ

معنی کامل و مثال‌ها

/lō´doun´/n., adj.

● (با: the - خودمانی) حقایق، راستادها، رازها، امور محرمانه

● (عامیانه) پست، فرومایه، بدگوهر

a lowdown rascal

رذل پست فطرت

● محزون، گرفته، بی دل و دماغ

I am feeling lowdown

دلم گرفته است.

واژه‌های دیگر با معنی «حقايق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن