دیکشنری فارسی

lung

USlʌŋ

معنی فارسی

شش رپه جگر سفيد

معنی کامل و مثال‌ها

/luŋ/n.

● ریه، شش، جگر سفید

lung cancer

سرطان ریه

to fill one's lungs with fresh air

شش خود را از هوای تازه پر کردن

● اندام ریه مانند (در بی‌مهرگان)

* at the top of one's lungs

(فریاد) از ته دل، با صدای بسیار بلند

* lung-power

رسایی صدا، قدرت آواز خواندن یا داد زدن با صدای بسیار بلند، قدرت صدا

تعریف انگلیسی

noun
  1. either of two saclike respiratory organs in the chest of vertebrates; serves to remove carbon dioxide and provide oxygen to the blood

واژه‌های دیگر با معنی «شش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن