macaron معنی فارسی در هم بر هم ، زبان درهم برهمي که بالاتين درست شود واژههای دیگر با معنی «در هم بر هم» hurry-scurry دست پاچگي، شتاب زدگي، با شتاب انجام شده bash محکم زدن، در هم کوفتن، کوفتن fall up در جا راحت باش کردن، در جا راحت باش، بر هم زدن صف