machanist معنی فارسی مکانيک ماشين چي. واژههای دیگر با معنی «مکانيک» repairman مکانيک، تعمير کننده، مرمت کننده mechanics مکانيک، علم جراثقال hydromechanics مکانيک آب، علم کشش يا بلند کردن آب mechanic مکانيک دان، جراثقال دان، ويژه کار ماشين آلات fitter کمک مکانيک، جفت گر، راه انداز body mechanics مکانيک بدن soil mechanics مکانيک خاک soil mechanism مکانيک خاک wave mecanics مکانيک موجي mechanical engineer مهندس مکانيک، مکانيک دان