دیکشنری فارسی

repairman

UKripɛəmən USrı'pɛə'mæn

معنی فارسی

مکانيک تعمير کننده مرمت کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝn/n., pl.

● مکانیک، تعمیر کننده، مرمت کننده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a skilled worker whose job is to repair things

واژه‌های دیگر با معنی «مکانيک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن