magacephalic معنی فارسی بزرگ سر سر گنده کله گنده واژههای دیگر با معنی «بزرگ سر» macrocephalic بزرگ سر، سر گنده، سر دراز brazier head rivet نوعي پرچ با سر بزرگ و نازک oracle الهام گاه، پاسخ غيبي، سروش whacking خيلي بزرگ، بسيار عظيم، پر سر و صدا. busty خوش سر و سينه، داراي پستانهاي بزرگ Ig مخفف:، گالن بزرگ، سر بازرس