magnet wheel معنی فارسی چرخ گردنده چرخ رتور واژههای دیگر با معنی «چرخ گردنده» merry go round اسباب گردنده اي که کرسي هاواسب هاي چوبي و، غيره دارد، چرخ فلک gyrant گردگرد، گردنده، چرخ زن gyratory چرخ زن، گردگرد، چرخي gyral گردگرد، گردنده، چرخ زن