magnifcation معنی فارسی بزرگ سازي درشت سازي ستايش زياد اغراق بزرگي واژههای دیگر با معنی «بزرگ سازي» magnification بزرگ سازي، درشت نمايي. large scale integration مجتمع سازي در مقياس بزرگ lsi Large Scale Integration، مجتمع سازي در مقياس بزرگ usli Ultra Large Scale Integration، مجتمع سازي در مقياس ماوراء بزرگ distension بادکردگي، انبساط، بزرگ سازي