main current معنی فارسی جريان اصلي اتصال سري واژههای دیگر با معنی «جريان اصلي» internally blown flap فلپ بزرگي که جريان اصلي گازها به آن، برخورد ميکند upper-surface blowing دميدن جريان جهت پيشراننده اصلي روي سطح، فوقاني بال greshams law قانون گرشام، اصلي است که بر طبق آن پول، بد (يا ارزان مثل نقره) پول خوب (ياگران anti-balance tab بالچه اي که روي سطوح کنترل که در جهت، انحراف سطح اصلي منحرف شده و گشتاور لازم، براي انحراف سطح را افزايش ميدهد و حرکت mesfet Metal Semiconductor Field Effect، Transistor، دستگاه فعال اصلي که مدارهاي مجتمع lenz' law قانون لنز، جريان القاء شده در يک مدار، که نسبت به يک ميدان مغناطيسي داراي حرکت vortex-ring state حالت کاري رتور اصلي رتور کرافت که در آن، جهت جريان رتور در خلاف جريان نسبي قائم، خارج ديسک رتور و تراست رتور ميباشد mainstream مسير اصلي، مسير جويباري که دران اب جريان دارد.