دیکشنری فارسی

malicious

UKməliʃəs USmə'lıʃəs

معنی فارسی

بدخواه بد انديش کينه ورز کينه جو بد خواهانه

معنی کامل و مثال‌ها

/mǝ lish´ǝs/adj.

بدخواه، بدجنس، بدنهاد، دارای سونیت، بدسرشت، کینه‌توز، بداندیش

a malicious murderer

جانی بد سرشت

بدخواهانه، از روی سونیت

he took malicious pleasure in seeing me suffer

او از دیدن رنج من لذت بدجنسانه‌ای می‌برد.

مترادف‌ها

adjective
Malevolent, malignant, spiteful, ill disposed, ill natured, evil minded, mischievous, resentful, bitter, rancorous, envious, invidious.

واژه‌های دیگر با معنی «بدخواه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن