دیکشنری فارسی

malnutrition

UKmælnjuːtriʃən US'mælnut'rıʃən

معنی فارسی

سو تغذيه

معنی کامل و مثال‌ها

/mal´nōō trish´ǝn/n.

● سوء تغذیه، بدخورایی، بدخوراکی، بدپروردی، گنده خوری

تعریف انگلیسی

noun
  1. a state of poor nutrition; can result from insufficient or excessive or unbalanced diet or from inability to absorb foods

واژه‌های دیگر با معنی «سو تغذيه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن