دیکشنری فارسی

mammiferous

معنی فارسی

پستاندار جانور پستاندار

معنی کامل و مثال‌ها

/ma mif´ǝr ǝs/adj.

● دارای غدد تراونده‌ی شیر، شیرآور، پستاندار

واژه‌های دیگر با معنی «پستاندار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن