manwise معنی فارسی مردانه مردوار. معنی کامل و مثالها /-wīz´/adv.● مردوار، به روش مردها واژههای دیگر با معنی «مردانه» virile مردانه، داراي نيروي مردي، نيرومند manlier مردانه، مرد صفت، در خور انسان manliest مردانه، مرد صفت، در خور انسان manly مردانه، مرد صفت، در خور انسان manfully مردانه، مردوار، دليرانه kilt دامن مردانه، بکمرزدن، بالازدن smoking jacket ژاکت مردانه، لباس اسموکينگ. mannishness اداي مردانه، مرد صفتي male courage جرات مردانه men's apartments قسمت مردانه